السيد الگلپايگاني ( گردآورنده : ابن شيخ محمدعلى حسينى زفره اى )

7

احكام اموات ( فارسى )

نزديكترين چيزها به انسان مرگ است در صورتى كه انسان او را خيلى دور ميشمارد ، پس ( با وجود نزديك بودن مرگ ) چه چيز باعث جرأت انسان گشته كه با گناه كردن بر ضرر خود اقدام مىكند . در مرگ نيز نجات مخلصين و هلاكت مجرمين نهفته است ازاينرو كسى كه مشتاق نجات از اين جهان است مشتاق مرگ و كسى كه از هلاكت نگران است از مرگ كراهت دارد « 1 » . 5 - مردى به ابا ذر رحمة اللّه عليه گفت : چرا ما از مرگ خوشمان نمىآيد ؟ ابا ذر در جواب فرمود : چون شما دنياى خود را آباد و آخرت خود را ويران كرده‌ايد ، ازاينرو كراهت داريد كه از منزل آباد دنيا بسوى منزل ويران خود در آخرت منتقل شوديد . به او گفته شد : چگونه است رفتن ما بسوى خدا فرمود : امّا نيكوكاران پس بمنزله مسافرى هستند كه از سفر برميگردد بسوى خانواده‌اش و بدكاران همانند غلامى هستند كه فرار كرده بسوى آقاى خود مراجعت مىكند . ( يعنى همانگونه كه مسافر از سفر شادمان برگشته مورد استقبال خانواده قرار ميگيرد نيكوكار نيز مورد استقبال فرشتگان و حوران بهشتى قرار ميگيرد و بدكار هم مانند غلامى كه فرار كرده در هنگام مراجعت ترسان و لرزان است ، با ورود بدادگاه الهى از پرونده زشت خود هراسان خواهد بود ) .

--> ( 1 ) . قال النّبي ( ص ) : اذكروا هادم اللّذّات ، فقيل : و ما هو يا رسول اللّه ؟ فقال : الموت ؛ فما ذكره عبد على الحقيقة في سعة إلّا ضاقت عليه الدنيا ، و لا في شدة الّا اتّسعت عليه . و الموت اوّل منزل من منازل الآخرة ، و آخر منزل من منازل الدنيا ، فطوبى لمن أكرم عند النّزول بأوّلها ، و طوبى لمن احسن مشايعته في آخرها ، و الموت أقرب الأشياء من بني آدم و هو يعدّه أبعد ، فما أجرأ الإنسان على نفسه و ما أضعفه من خلق ! و في الموت نجات المخلصين و هلاك المجرمين ، و لذلك اشتاق من اشتاق إلى الموت و كره من كره . ( بحار ص 133 جلد 6 طبع جديد )